زندگی :
یعنی ناخواسته به دنیا آمدن
مخفیانه گریستن
دیوانه وار عشق ورزیدن
و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد
و منطق نمیپذیرد
سوختن

خدا گوید
اگر عمری گنه کردی ، مشو نومید ز درگاهم . . . .
تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من

من تموم قصه هام قصه توست
اگه غمگینه ، اون از غصه توست
یه دفعه مثل یه آهو ، توی صحرا ها رمیدی
بس که چشم تو قشنگ بود ، گله گرگ وندیدی
دل نبود توی دلم ، تو رو گرگا نبینن
اونا با دندون تیز ، به کمین تو نشینن
الهی من فدای تو ، چیکار کنم برای تو؟
اگه تو این بیا بونا ، خاری بره ، به پای تو

خداوندا تو میدانی که انسان بودن ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه زجری میکشد آن کس که انسان است از احساس سرشار است

چه تنگنای سختی است !.
یک انسان یا باید بماند یا برود .
و این دو هر دو
اکنون برایم از معنی تهی شده است .
و دریغ که راه سومی هم نیست .
دکتر علی شریعتی

وقتی در دستهایم هیچ نیست
آنها را روی هم می گذارم
وقتی راهی برای پیمودن نیست
ایستاده چشمهایم را می بندم
وقتی اندیشه ای برای ستایش نیست
در قلبم سکوت می کنم
می دانی گاهی هیچ حرفی هم برای گفتن نیست
پس به حاشیه می روم..
گویند غروب جایی است که آسمان بر زمین بوسه میزند من امشب برای تو غروب می کنم
کجایی آسمان من ؟

بـــــزن بـــارون بـــزن....... تو پر پـــرم کــــن
بـــزن بـــارون کـه...... غمگیـــن دل مــــن
بـــزن بـــارو ن که......ننگیــن شب مــن
بزن بارون و با خود....... ببر دردای این دل
تــا نبــاشم هــر دم در...... پی همـــراز ایــن دل
بــــزن بــــارون دلــــم........ مــــاتم گــــرفته
بزن بارون که زندگیم .......رنگ غم گرفته
ببار بارون به دلهای........ غبار گرفته
ببار بارون که غم ...... دلمو تنها گرفته
منو با خودت...... ببر بارون
با قطره هات منو..... به دریا برسون
به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد.... عجب از محبت من كه در او اثر ندارد.... غلط است هر كه گويد : دل به دل راه دارد.... دل من ز غصه خون شد دل او خبر ندارد

سكوتم را به باران هديه كردم، تمام زندگي را گريه كردم، نبودي در فراق
شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم


